خرید بک لینک

اكنون نزديك ٢ سال است كه من با زن ديگرى زندگى مى كنم. زنى كه من را دوست دارد بى نهايت و بى هيچ دليلى !

از همان شب اول من را همينقدر دوست داشت ، گويى كه ١٠ سال من را براى او برنامه ريزى كرده بودند كه عاشقش باشد و از همان شب اولى كه من را ديد عاشق من بود گويى ١٠ سال است عاشق من بوده باشد.

حتما يادت هست شبهايى كه تا صبح با هم عشق بازى مى كرديم يا صبح هاى جمعه كه تا نزديك ظهر تو تخت به هم مى پيچيديم و من هزار بار از چشم هاى تو و از لب هاى تو و از همه چيز تو تعريف مى كردم در ميان آن عشق بازى ها و بى قيدى ها و در ميان هجوم آن بوسه هاى بى پايان كه نثار همديگر مى كرديم من يك بازى كلامى بچه گانه و شيرين هم اختراع كرده بودم كه از تو سوال هاى ساده اى مى پرسيدم و بعد خودم جواب مى دادم.

يادت هست آن سوال ها و جواب ها را ؟

مثلا من از تو مى پرسيدم عشق من كى است ؟

دختر ناز من كى است ؟

جيگر طلای من كى است ؟

تو مكثى مى كردى و شايد گاهى وقت ها هم جواب مى دادى ولى بيشتر وقتها اين من بودم كه خودم جواب خودم را مى دادم و جواب هميشه ٢ كلمه بود.

اسم تو و بعد بلافاصله كلمه جون يا جونم.

حتما يادت هست اين ديالوگى بود كه خيلى زياد در زندگى ما جریان داشت.

يك روز صبح اين بازى با او هم تكرار شد.

من از او پرسيدم عشق من كى است ؟

و بعد خودم جواب دادم مثل هميشه !

اسم تو و بعد كلمه جون !

آن روز غشغله اى به راه افتاد در خانه ما ، خودت را جاى او بگذار ، از او پرسيده بودم عشق من كيست و بعد اسم تو را به زبان آورده بودم. ظاهرا آن روز اولين روزى بوده است كه حرفى از عشق به ميان آمده است و او استدلال مى كرد كه ببين حالا كه حرف عشق شد اسم او به زبان تو آمده است و داشت خانه را روى سر من خراب مى كرد.

هر چقدر من استدلال كردم كه اين كاملا طبيعى است كه آدم اسم يار قبلى خودش را از روى عادت به زبان بياورد و اگر خود تو هم جاى من بودى حتما پيش مى آمد كه اسم نفرى قبلى را به اشتباه به زبان بياورى ولى متاسفانه شخص قبلى در زندگى او حضور نداشت و هيچ كدام از توضيحات و استدلال هاى من براى او قابل قبول نمى افتاد.

آن روز او خانه را ترك كرد و من هم كلى به خودم و خرابكارى كه كرده بودم خنديدم.

اكنون ٢ سال از آن روز گذشته است و من هنوز هر زمان مى خواهم اسم او را با كلمه جونم همراه كنم اول اسم تو در فكر من مى آيد و من در سرم يك مكث كوتاه مى كنم و بعد اسم او را جايگزين اسم تو مى كنم و بعد آن جمله ٢ كلمه اى را به زبان مى آورم.

دو سال گذشته است و من ميليون ها بار اسم تو را قبل از كلمه جونم در فكرم گفته ام و بعد نام ديگرى را به زبان آورده ام و بعد كلمه جونم و دقت زیادی داشته ام كه اين جابه جايى اسم ها را هميشه توى ذهنم انجام داده ام و شانس هم با من يار بوده است كه ديگر هرگز آن خرابكارى را تكرار نكردم.

نمى دانم تو اكنون كجايى و چه كار مى كنى .

نمى دانم آيا ديگر هرگز به من فكر مى كنى يا نه و صادقانه و منصفانه اگر بخواهم فكر كنم بعيد مى دانم كه تو هرگز ديگر به من فكر كرده باشى.

ولى اين را خوب مى دانم كه هرگز هيچ اسمى جاى اسم تو را در سر من نمى گيرد.

اين را خيلى خوب مى دانم كه هرگز، هيچ وقت، هـيچ كس جاى تو را در دل و در سر من نمی تواند بگیرد.

برچسب: اسم تولين,اسم تولاي,اسم تو عشقه,اسم تولين بالانجليزي,اسم تولين حرام,اسم تو عشقه علیشمس,اسم توفيق,اسم تولين في القرآن,اسم توق,اسم توبرای من مقدسه, نویسنده: بردیا محبی تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 22:03

صفحه بندی