کاش از این خر شیطان می آمدی پایین !از خر شیطان بیا پایین و بیا تا برایت بگویم چه چیزهایی با چشم های خودم دیدم در این سالهایی که تو نبودی و می دیدی من چطور آدمی شدم و می دیدم تو چطور آدمی شدی ! کاش از این خر شیطان می آمدی پایین و می رفتیم جایی در این شهر تاریک و غریب می نشستیم و برایم می گفتی چه چیزهایی دیدی با چشم های خودت در این سالهایی که من نبودم و چه تجربیاتی داشتی در این سالهایی که رفتی دنبال خودت تا خودت را تجربه کنی و برایم می گفتی چه چیزهایی تجربه کردی و برایت می گفتم چه چیزهایی تجربه کردم.کاش از خر شیطان بیایی پایین و کاش با خودت فکر می کردی چه اشکال دارد ساعتی آدمی را ببینی که سالهایی با او زندگی کردی و به فرض اینکه از من بدت می آید و از من متنفر هستی بیایی و بد آمدن و تنفر خودت را برایم بگویی و ساعتی با من حرف بزنی و می دانم که حرفهای زیادی داری که بگویی و بدان که چه بسیار حرف های زیادی دارم تا برایت بگویم و چه بسیار چیزهایی دیدم که می خواهم برایت تعریف کنم و تجربیاتی دارم که فقط برای تو می توانم بگویم.چه اشکالی دارد به فرض اینکه از من بدت می آید و از من متنفر هستی ساعتی جایی بنشینیم در این شهر غریب و برایم حرف بزنی و از بد آمدن و از تنفرت برایم بگویی و من را فحش بدهی که آرزوی شنیدن فحش های تو را دارم و برای من خوب است شنیدن از تو حتی اگر من را فحش بدهی! چه اشکالی دارد ؟! کجای کار دنیا خراب می شود اگر ساعتی بنشینیم و برایم بگویی از این سالها که چه دیدی و چه شنیدی و چه کشیدی و ناسزا بگو و به من بگو عمق تنفر خودت را از من و به من لختی فرصت دفاع کردن بده و بشنو حرفهای من را که من چه کشیدم در این سالهایی که بی تو بودم. کاش بودی و می دیدی این خانه یازدهم چگون
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: بردیا محبی
تاريخ: يکشنبه
24 بهمن
1400 ساعت: 22:49